عصر ایران؛رضا رئیسی- از جمله قوانین نانوشته و رویههای متعارف و متداول در سیاست خارجی ایالات متحده، موضع گیری معتدلانه تر و دیپلماسی محورتر طیف دمکرات نسبت به همتایان جمهوریخواه بوده است.
رویهای که طی دو دهه اخیر با دگردیسی ساختار دو حزب و بروز و ظهور طیف بندی های تازه در هر دو جناح نمود عینی تری نیز یافته است.
نئو محافظه کاران حزب جمهوریخواه که در قالب دو طیف عقب ها و بازها صورت بندی یافتهاند، طرفدار برخوردهای سفت و سخت و تند و تیز در حوزههای مختلف از جمله در سیاست خارجی هستند و دموکرات های پیشرو که کمکم گوی سبقت را از رقبای سنتی میربایند، طرفدار رویکردهای مسالمت آمیز و نرمخویانهتر در عرصههای مختلف هستند.
در کلیت ماجرا هم دموکراتها همیشه معروف به این بودهاند که به قول عامیانه ترجیح میدهند با پنبه سر ببرند تا به جای آنکه همانند جمهوریخواهان از همان وهله اولیه چنگ و دندان نشان دهند.
اما نکته جالب توجه آن است که لااقل در شرایط کنونی و در حالی که بخشی از تیم ترامپ به دنبال مذاکره و توافق با ایران هستند، دو طیف اصلی دموکراتها هر کدام به نوعی، اظهارات و رویکردهایی از خود نشان میدهند که گویی مترصد و مشتاق شکست مذاکرات و نتیجه نابخشی روند دیپلماسی در مواجهه با ایران هستند.
این رویکرد نامتعارف با رویه متداول و مسبوق به سابقه همیشگی از چند زاویه محل تامل و توجه است و در روند پیش رو نباید از این نقشآفرینی مخرب، غافل ماند و آن را نادیده گرفت.
طیف سنتی و ریش سفیدان حزب دموکرات هر چند بعد از شکست مفتضحانه دوباره در برابر ترامپ و از دست دادن اکثریت در مجلسین ایالات متحده، به شکل بیسابقهای سلب مشروعیت شده و به گوشه رینگ رفتهاند اما هنوز هم نقش و جایگاه قابل قبولی در ساخت قدرت دارند و چشم انتظار انتخابات میان دورهای پیشروی اند و امید دارند که حداقل بار دیگر اکثریت مجلس نمایندگان و بخش عمدهای از 35 کرسی کنگره را در اختیار گرفته و بار دیگر به سطح اول قدرت بازگردند.
همقطاران پیشرو آنان در حزب دمکرات با پیروزی ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک نشان دادند جایگاه ترامپ و هژمونی او بر سپهر سیاسی ایالات متحده شکننده است و بدیهی است که اگر ترامپ بتواند بدون هزینه گزاف، مذاکره با ایران را به سرانجام رسانده و توافق ملموسی حاصل کند، به احیای جایگاه او در ساحت سیاسی ایالات متحده، کمک شایان توجهی شده و کار آنان سخت خواهد شد.
ترامپ با شعار برقراری صلح با قدرت و پرهیز از مداخله و جنگ سالاری وارد کاخ سفید شد و تا اینجای کار در غزه و ونزوئلا توانسته این سیاست خود را به فرجام برساند اما مورد ایران حساسیت های ویژه خود را دارد.
مسئله امنیت انرژی و قیمت سوخت یکی از مهمترین مولفه های مورد توجه رای دهندگان آمریکایی است به خصوص که سیاست اعمال تعرفه های ترامپ هم آنچنان موفقیت آمیز نبوده و نشان داده شده که در نهایت به ضرر مصرف کنندگان آمریکایی تمام می شود و حال ترامپ از یکسو لای منگنه لشکرکشی به خاورمیانه است و وفق اعلام عالی ترین سطوح مقامات ایرانی، میداند که هرگونه صدور فرمان حمله در هر سطحی می تواند به جنگی فراگیر تبدیل شده و اولین تبعات آن بر امنیت انرژی، اقتصاد جهانی و سرمایه گذاری هنگفت طرف های آمریکایی در منطقه خلیج فارس تبدیل خواهد شد.
در چنین شرایطی دموکرات های سنتی مثل چاک شومر رهبر اکثریت/اقلیت سنا، از یک سو بر نقش نظارتی سنا بر هرگونه مداخله نظامی پای می فشارند و از وقوع حنگ همانند سناتور مورفی یا پیت آگیلار بیم می دهند و از طرف دیگر به ترامپ بابت هرگونه توافق غیر حساب شده با ایران اخطار می دهند.
این دست از دموکرات ها که نمی توانند خود را مشتاق جنگ نشان دهند و از طرف دیگر نمی خواهند حل مسئله ایران به نام ترامپ سند بخورد، روی نقاط حساسیت برانگیز و مورد مناقشه دست گذاشته و به ترامپ می گویند که حل برنامه موشکی، نفوذ منطقهای و حوادث داخلی ایران هم حتما باید بخشی از یک توافق جامع و پایدار با ایران باشد. آنان میدانند که حصول چنین توافقی آنهم در کوتاه مدت و پیش از انتخابات و با توجه به هزینه های لشکر کشی ترامپ به منطقه ممکن و میسر نیست و بدین سبک و سیاق در مذاکرات کارشکنی می کنند.
در مجموع دموکراتهای پیش رو تا اینجای کار بیشتر بر روی مخالفت با جنگ و لشکرکشی متمرکز شده اند و از این زاویه ترامپ را زیر فشار گذاشته اند، افرادی مانند سناتور مورفی.
در دیگر سو شاخه ذی نفوذ و قدرتمند سنتی مانند چاک شومر بر نقش نظارتی کنگره تاکید می کنند و بدنه اصلی هم بر فشار از طریق شروط گذاری متمرکز شده اند.
جالب اینجاست که سناتورهایی مانند چاک شومر، پیشتر در نقد خروج ترامپ از برجام حرف میزنند اما اکنون به وضوح از پیگیری روندهای دیپلماتیک تیم ترامپ با ایران انتقاد میکنند و از مذاکره بدون پیش شرط با ایران گلایه کرده و آن را در راستای تقویت موضع ایران و ناشی از بی ثباتی سیاست های ترامپ در مواجهه با ایران میدانند.
چند نماینده کنگره و مجلس نمایندگان نیز در اظهار نظرهای مختلف به ترامپ هشدار و انذار داده اند از خطوط قرمزی چون برخورد با معترضان در ایران و یا نفوذ منطقهای آن نگذشته و ملاحظات شخصی را در روندهای دیپلماتیک دخالت ندهد.
حال سوال اینجاست که آیا این کارشکنیها میتواند، مذاکرات را با اختلال مواجه سازد؟
در این برهه زمانی خاص که دموکرات ها در اقلیت قرار دارند، بسیار بعید است که بتوانند در صورت اراده رئیسجمهوری مبنی بر مذاکره و حصول توافق، کاری از پیش ببرند که بر عکس بر اساس روحیات ترامپ این مخالف خوانیها می تواند او را مصرتر بر انجام مذاکره و حصول توافق کند.
اما همه چیز به زمان بستگی دارد، با توجه به انتخابات پیش رو، حصول توافق با ایران و عبور ترامپ از حالت منگنهای که در آن قرار گرفته است، می تواند پاس بزرگ برای موفقیت جمهوری خواهان در انتخابات پیش رو و بازگشت ترامپ به موضع قدرت برتر در معادلات سیاست داخلی باشد و از طرف دیگر اگر جنگ و تنش بی سابقه و خطرناک رخ دهد، می تواند همه آن چیزهایی که ترامپ ادعایش را داشته و برایش جلوهگری کرده نقش بر آب کند.