عصر ایران؛ فرزانه متین- هر جنگی در هر نقطهای از جهان، اثری مخاطرهآمیز بر زندگی روح و روان بچهها دارد. نمیتوان منکر این قضیه شد که سیاهی و پلیدی جنگ جهانشمول است. کودکان در همهی دنیا آسیبپذیرترین موجودات در برابر جنگ هستند؛ موجوداتی که جنگ، پدر، مادر، سرپناه و خانهی آنها را میبلعد و مانند بختک بر سرشان آوار میشود.
جنگ بیش از هر زمان دردناک میشود، آنگاه که خودِ کودکان را در درون خود فرو میبرد؛ آنها قربانیان خاموش جنگ هستند.
جنگ مسلماً با تصمیم سیاستمداران و افراد خارج از گود آغاز میشود و با اشک کودکان ادامه پیدا میکند. در میان آتش و ویرانی، این کودکاناند که نه سلاحی در دست دارند و نه نقشی در آغاز درگیری، اما خود به سلاخخانه میروند و هزاران امید در کنارشان در خاک خفته میشود.
فیلم «صدای هند رجب» محصول ۲۰۲۵ که نامزد بهترین فیلم خارجی به نمایندگی از کشور تونس در آکادمی اسکار است، نهتنها با تمرکز بر جنگ اسراییل و نوار غزه، بلکه بهعنوان نماد یک جنگ، میخواهد صدای کودکان را به گوش جهانیان برساند.
در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴، هند رجب، دختر ششساله، به همراه خانوادهاش در حال فرار از شهر غزه بودند که با اصابت گلوله تانک اسرائیلی به ماشینشان، عمو، عمه و سه پسرعمویش را از دست داد و ساعتها در ماشین گیر کرد. او در حالی که با هلال احمر فلسطین تماس تلفنی داشت و امدادگران سعی میکردند او را نجات دهند، ارتش اسراییل اجازه ورود به منطقه را نمیداد.
پس از سه ساعت انتظار، اجازه اعزام یک آمبولانس به سمت خودرویی که هند در آن بود داده شد، اما در همان زمان ارتباط هلال احمر با هند قطع شد و چند روز بعد، امدادگران هلال احمر جسد هند و بستگانش را پیدا کردند. کوثر بن هنیه، نویسنده و کارگردان تونسی، این روایت را از زبان سینما برای مردم به تصویر کشانده است.
در اینجا سینما از ابزار سرگرمی خارج میشود و به رسانهای برای روایت حادثهای واقعی در جریان جنگ تبدیل میشود؛ تراژدییی که به دور از هرگونه تعصب و پیشداوری به مخاطب نشان داده میشود و از او میخواهد قضاوت کند.
این فیلم به نمادی جهانی از تراژدی تبدیل شده است و تشویق ۲۲ دقیقهای آن در جشنواره ونیز نشان داد این اثر یکی از ویرانکنندهترین جنبههای جنگ را به نمایش گذاشته است. آنچه «صدای هند رجب» را متمایز میکند، تمرکز بر صدای واقعی و لرزان هند و استفاده از آرشیو صداهای ضبطشدهی او در آخرین ساعات زندگیاش است؛ زمانی که بارها با مرکز هلال احمر فلسطین تماس گرفت و خواستار کمک شد. بن هنیه دست تماشاگر را میگیرد و وارد فضای بستهی لوکیشن امدادرسانی هلال احمر میکند و از او میخواهد این فاجعهی انسانی را لمس و درک کند. این درام قدرتمند و تکاندهنده، فضایی پرتنش دارد و نگاه را متوجه رنج کودکان در جنگ، بهویژه جنگ غزه، میکند. این داستان بار تمام یک ملت را به دوش میکشد. صدای او مانند صدای هزاران کودکی است که در این صد سال جان خود را از دست دادهاند؛ کودکانی که حق زندگی، رویاپردازی، عاشق شدن و تماشای طلوع و غروب خورشید از آنها گرفته میشود. حدود ۲۰۰۰ کودک در جنگ غزه و اسرائیل کشته شدند؛ این تعداد تنها یک عدد نیست که بتوان سرسری از آن عبور کرد. آنها تن هستند، با هزاران آرزوی خفته در خاک. در فیلم، با استفاده از آرشیو صداهای ضبطشدهی واقعی، کودکی را میشنویم که برای زندگی التماس میکند اما صدایش شنیده نمیشود. صدای لرزان و معصومانهی رجب که میگوید: «زودتر بیایید… چرا نمیرسید؟ من را نجات دهید»، تنها کنار هم قرار گرفتن چند کلمه نیست؛ بلکه جملاتی است با غمی فراموشنشدنی.
فیلم حس بیپناهی و تراژدی جنگ را منتقل میکند. جنگ فقط از دست دادن خانه و خانواده نیست، بلکه تخریب هویت، امید و آینده را نیز به همراه دارد.
این نوع آثار بیش از آنکه داستانی شخصی باشند، عملاً چهرهی انسانی و ملموس جنگ را به نمایش میگذارند و ناتوانی نهادهای امدادی و پیچیدگیهای قانونی ـ نظامی در ارسال کمک به مناطق جنگزده را نیز نشان میدهند.
«صدای هند رجب» فیلمی است که فراتر از جشنوارهها ساخته شده و توجه رسانههای جهانی را به خود جلب کرده است؛ فیلمی که در سازمان ملل متحد نیز به نمایش درآمد تا پیام آن به سطح بینالمللی برسد و تاکنون از آن بهعنوان یکی از قویترین آثار سینمایی درباره جنگ معاصر در رسانههای غربی یاد شده است.
این فیلم روایت جنگی است که از دل زندگی انسانهای عادی سرچشمه میگیرد. با استفاده از واقعیت و بازسازی دراماتیک، تلاش میکند خشونت، سردرگمی و بیرحمی هر جنگی را به تماشاگر منتقل کند و هشداری جهانی درباره هزینههای انسانی درگیریها باشد.
حتی در فیلم «بازپسگیری شب (Reclaiming the Night)» که به روانشناسی کابوسهای کودکان جنگزده میپردازد، نشان داده میشود که سینما میتواند در درمان و بازتاب تروما نقش داشته باشد. همچنین در اثر «نگاه یک میلیون یاردی (A Million Yard Stare)» که درباره آسیبهای روانی جنگ و تأثیر آن بر سربازان، کودکان و غیرنظامیان است، سینما با نگاهی هنری تلاش برای بازگشت به زندگی عادی را روایت میکند. در نهایت، چنین آثاری نشان میدهند که نگاه سینمایی به کودکان جنگزده باید «دروننگر» و «احساسی» باشد، نه صرفاً سیاستزده.
مطالعات رسانهای نیز نباید کودکان جنگزده را تنها به آمار و اعداد تقلیل دهند. وظیفه رسانه است که همچون بن هنیه، صدای کودکی را از دل تماسهای تلفنی و صداهای مستقیم به گوش جهانیان برساند.
روایت سینمایی از کودکان جنگزده باید انسانیتر، مبتنی بر تجربه و قابل احساس باشد، بیآنکه به دام شعارزدگی بیفتد. «صدای هند رجب» فیلمی است که میخواهد تأثیر مستقیم جنگ را بر تماشاگران نشان دهد؛ تماشاگرانی که هنگام خروج از سالن، بیصدا، خسته و تکانخورده بودند.
هر فیلم ضدجنگی باید از محدوده هنر صرف فراتر رود و موقعیتی نقادانه در برابر خشونت جنگ و ناتوانی جامعه جهانی در مواجهه با آن ایجاد کند.