۲۹ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۴۹
فیلم بیشتر »»
کد ۱۰۶۶۳۱۸
انتشار: ۰۸:۱۰ - ۲۹-۱۱-۱۴۰۴

آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس بیست و یکم / دوره سوم مرور لغات

آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس بیست و یکم / دوره سوم مرور لغات
ما در عصر ایران طرحی پیاده کرده ایم که به ساده ترین، آسان ترین و کم زمان بر ترین روش ممکن شما را در مسیر یادگیری زبان قرار می دهد. حتی اگر در حد الفبا، انگلیسی بلد هستید هم نگران نباشید ؛ ما از حرف A شروع می کنیم./ درس بیست و یکم در واقع دوره ای بر 6 درس قبلی است و می تواند فرصتی مناسب باشد که آموزه های قبلی خود را به سادگی مرور کنید.

آموزش زبان به سبک «عصر ایران» با مبینا محمدی- روز بیست‌ویکم به دوره 6 درس قبلی اختصاص دارد.

««همه درس های آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران را اینجا ببینید»»

همچنین، سوالات خود را می توانید از بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

اینجا فرصتی است که تمامی لغات 6 درس قبلی را یکجا مشاهده کنید، بازخوانی سریع در ذهن خود داشته باشید و بدون رجوع به صدای ضبط شده تمامی جملات را به انگلیسی تلفظ کنید. هر جا احساس کردید مشکلی وجود دارد، در آرشیو دروس به آن درس مراجعه و صدا را هم گوش و رفع اشکال کنید.

مرور درس پانزدهم

ماشین / خودرو

car

120

او با یک ماشین کوچک به محل کار می‌رود.

She drives a small car  to work.

کارت (مانند کارت بانکی)

card

121

او با کارتش برای ناهار پرداخت می‌کند.

He uses his card to pay for lunch.

شغل / حرفه

career

122

من شغلی در طراحی می خواهم.

I want a career in design.

هویج

carrot

123

او با هر وعده غذا هویج می‌خورد.

He eats a carrot with every meal.

حمل کردن / بردن

carry

124

او کتابش را در کوله‌پشتی اش حمل می‌کند.

she carries her book in her backpack.

گربه

cat

125

گربه هر روز روی مبل می‌خوابد.

The cat sleeps on the sofa every day.

سی‌دی (دیسک)

CD

126

او با دستگاه پخش CD موسیقی گوش می‌دهد.

She listens to music on a CD player.

سنت (واحد پول خرد در برخی کشورها)

cent

127

این خودکار پنجاه سنت قیمت دارد.

This pen costs fifty cents.

مرکز

centre

128

ما هر جمعه در مرکز شهر همدیگر را می‌بینیم.

We meet in the city centre every Friday.

شهر

city

129

او در یک شهر بزرگ زندگی می‌کند.

She lives in a big city.

 

مرور درس شانزدهم

 

کلاس

class

130

کلاس من ساعت ۹ شروع می‌شود.

My class starts at 9 a.m.

کلاس درس

classroom

131

دانش‌آموزان در کلاس آرام می‌نشینند.

The students sit quietly in the classroom.

تمیز کردن

clean

132

من هر آخر هفته اتاقم را تمیز می‌کنم.

I clean my room every weekend.

بالا رفتن

climb

133

آن‌ها یکشنبه‌ها از تپه بالا می‌روند.

They climb the hill on Sundays.

ساعت دیواری / رومیزی

clock

134

ساعت، ساعت ۳ را نشان می‌دهد.

The clock shows 3 o’clock.

بستن

close

135

او همیشه شب‌ها پنجره‌ها را می‌بندد.

He always closes the windows at night.

لباس‌ها

clothes

136

او برای مهمانی لباس‌ جدیدش را می‌پوشد.

She wears her new clothes to the party.

باشگاه

club

137

آن‌ها هر جمعه در باشگاه ورزشی ملاقات می‌کنند.

They meet at the sports club every Friday.

پالتو

coat

138

او قبل از بیرون رفتن پالتویش را می‌پوشد.

He puts on his coat before going out.

قهوه

coffee

139

او هر صبح قهوه سیاه می‌نوشد.

He drinks black coffee every morning.

 

مرور درس هفدهم

 

سرد

cold

140

او وقتی هوا سرد است، ژاکت می‌پوشد.

She wears a jacket when it is cold.

کالج / دانشکده

college

141

من در کالج انگلیسی می‌خوانم.

I study English at college.

رنگ

color

142

آبی رنگ مورد علاقه من است.

Blue is my favorite color.

آمدن

come

143

آن‌ها ساعت ۸ به محل کار می‌آیند.

They come to work at 8 a.m.

رایج / متداول

common

144

انگلیسی یک زبان رایج در سراسر جهان است.

English is a common language around the world.

شرکت

company

145

او برای یک شرکت بزرگ کار می‌کند.

She works for a big company.

مقایسه کردن

compare

146

ما قبل از خرید، قیمت‌ها را مقایسه می‌کنیم.

We compare prices before buying anything.

کامل کردن / تمام کردن

complete

147

او همیشه تکالیفش را به‌موقع تمام می‌کند.

He always completes his homework on time.

کامپیوتر

computer

148

این کامپیوتر کار نمی کند. 

This computer is not working 

کنسرت

concert

149

ما امشب به کنسرت او می رویم 

We are going to his concert tonight. 

 

مرور درس هجدهم

 

گفتگو

conversation

150

آنها الان دارند گفتگو می‌کنند.

They are having a conversation now.

پختن

cook

151

او امروز شام نمی‌پزد.

He is not cooking dinner today.

پختن (در حال انجام)

cooking

152

آیا الان داری پاستا می‌پزی؟

Are you cooking pasta now?

خنک

cool

153

هوا دارد خنک می‌شود.

The weather is getting cool.

تصحیح کردن

correct

154

او دارد تکالیفم را تصحیح می‌کند.

She is correcting my homework.

هزینه/قیمت

cost

155

هزینه اش چقدر است؟

What is its cost?

می‌توانست

 (شکل گذشته فعل can؛ در اینجا به معنی "می‌تواند" در جمله سوالی برای درخواست مودبانه)

could

156

می‌توانی الان به من کمک کنی؟

Could you help me now?

کشور

country

157

ما داریم به کشور دیگری سفر می‌کنیم.

We are visiting another country.

دوره/کلاس

course

158

او دارد دوره زبان انگلیسی می‌گذراند.

He is taking an English course.

پسرعمو/ دخترعمو/ پسرخاله/ دخترخاله/ پسرعمه/ دخترعمه/ پسردایی/ دختردایی

cousin

159

پسرعمویم الان دارد به من زنگ می‌زند.

My cousin is calling me now.

 

مرور درس نوزدهم

 

گاو

cow

160

گاو الان دارد علف می‌خورد.

The cow is eating grass now.

خامه

cream

161

آیا داری روی کیک خامه می‌زنی؟

Are you putting cream on the cake?

ساختن / خلق کردن

create

162

او دارد یک طرح جدید می‌سازد.

He is creating a new design.

فرهنگ

culture

163

ما داریم درباره یک فرهنگ جدید یاد می‌گیریم.

We are learning about a new culture.

فنجان

cup

164

او از فنجان نمی‌نوشد.

She is not drinking from the cup.

مشتری

customer

165

مشتری پشت پیشخوان منتظر است.

The customer is waiting at the counter.

بابا / پدر

dad

166

بابا الان دارد ماشین را تعمیر می‌کند.

Dad is fixing the car now.

رقصیدن

dance

167

آیا آنها در مهمانی می‌رقصند؟

Are they dancing at the party?

رقصنده

dancer

168

رقصنده دارد روی صحنه تمرین می‌کند.

The dancer is practicing on the stage.

رقصیدن (در حال انجام)

dancing

169

ما امشب نمی‌رقصیم.

We are not dancing tonight.

 

مرور درس بیستم

 

خطرناک

dangerous

170

آن جاده دارد خطرناک می‌شود.

That road is becoming dangerous.

تاریک

dark

171

بیرون دارد تاریک می‌شود.

It is getting dark outside.

قرار (عاشقانه) / تاریخ

date

172

آیا امشب سر قرار(عاشقانه) میروی ؟

Are you going on a date tonight?

دختر

daughter

173

دخترم دارد در اتاقش درس می‌خواند.

My daughter is studying in her room.

روز

day

174

ما الان داریم روز را برنامه‌ریزی می‌کنیم.

We are planning the day now.

عزیز / گرامی

dear

175

او عزیزترین دوست من است.

She is my dearest friend.

دسامبر (ماه دوازدهم میلادی)

december

176

آیا در دسامبر سفر می‌کنی؟

Are you traveling in December?

تصمیم گرفتن

decide

177

آنها دارند تصمیم می‌گیرند کجا غذا بخورند.

They are deciding where to eat.

خوشمزه

delicious

178

این کیک خوشمزه است!

This cake is delicious!

توصیف کردن / شرح دادن

describe

179

او الان دارد تصویر را توصیف می‌کند.

He is describing the picture now.

ارسال به دوستان
جزئیات پاداش دلاری استقلال در لیگ قهرمانان آسیا؛ درآمد ۸۰ میلیارد تومانی آبی‌پوشان سپاهان قهرمان لیگ برتر وزنه‌برداری شد/ درخشش علیرضا یوسفی در دسته فوق‌سنگین مشاور قالیباف: آماده آموختن درسی به آمریکا هستیم که تاریخ را عوض کند حمایت ویرجینیا فونسکا از وینیسیوس جونیور در پی توهین نژادپرستانه در لیگ قهرمانان طلا و دلار دوباره بالا رفتند محاکمه مادورو در نیویورک به تأخیر افتاد قهرمانی مقتدرانه زنان تراکتور در لیگ دسته دوم و صعود به لیگ یک توضیحات وکیل تاجزاده درباره صدور حکم جدید برای موکلش صداوسیما و وزارت ارشاد متولی فضای مجازی شدند سه یار قدیمی هری پاتر درباره سریال HBO چه احساسی دارند؟ انعقاد تفاهم‌نامه همکاری سازمان آموزش فنی‌وحرفه‌ای کشور و شرکت صبا فولاد خلیج فارس جادوی گلسرخی زیر سایه لاسول، مارکوزه و گرامشی این باران نیست که می‌بارد امضای تفاهم‌نامه همکاری بین وزارت علوم و بانک صادرات ایران؛ تأمین مالی زیرساخت‌های فناوری وقتی آب قرار است موشک‌ها را به اعماق فضا ببرد/ رؤیای قدیمی دانشمندان در آستانه آزمایش واقعی